تعاریف و مفاهیم تربیتی ، تحلیلی و کاربردی هوش از نگاه روانشناسان

[Post Title]
تعاریف و مفاهیم تربیتی ، تحلیلی و کاربردی هوش از نگاه روانشناسان

تعاریف-و-مفاهیم-تربیتی--تحلیلی-و-کاربردی-هوش-از-نگاه-روانشناسانتعاریف و مفاهیم تربیتی ، تحلیلی و کاربردی هوش از نگاه روانشناسان

فهرست مطالب :

تعریف هوش ۱
تعریف تربیتی هوش۱
تعریف تحلیلی هوش ۱
تعریف کاربردی هوش۲
تاریخچه مطالعات مربوط به هوش ۲
عوامل موثر بر هوش۳
انواع آزمونهای هوش ۳
طبقات هوش ۴
هوش چندگانه۴
پوستر۴
صوت۴
نمایش دادن ۵
موسیقی ۵
هوش هیجانی ۵
اندازه‌گیری هوش هیجانی ۶
هوش معنوی ۷
هوش مصنوعی ۱۰
فلسفۀ هوش مصنوعی۱۳
مدیریت پیچیدگی ۱۴
سیستم‌های خبره ۱۶
عامل‌های هوشمند ۱۶
آینده هوش مصنوعی ۱۷
تاریخ هوش مصنوعی ۱۷
جان مک کارتی ۱۹
هدف هوش مصنوعی ۲۰
هوش مصنوعی و هوش انسانی۲۰
ویژگی های هوش مصنوعی ۲۱
هوش مصنوعی ترکیبی ۲۳
دین و هوش مصنوعی ۲۷
اشاره ۲۷
بررسی آزمون ۳۰
دستکاری نمادها ۳۱
دو فرضیه در هوش مصنوعی ۳۲
استدلال اتاق چینی ۳۳
دین و برداشت مکانیکی از تفکر ۳۸
منابع ۴۲

تعریف هوش
بطور کلی تعاریف متعددی را که توسط روان شناسان برای هوش ارائه شده است، می‌توان به سه گروه تربیتی (تحصیلی) ، تحلیلی و کاربردی تفسیم کرد.

تعریف تربیتی هوش
به اعتقاد روانشناسان تربیتی ، هوش کیفیتی است که مسبب موفقیت تحصیلی می‌شود و از این رو یک نوع استعداد تحصیلی به شمار می‌رود. آنها برای توجیه این اعتقاد اشاره می‌کنند که کودکان باهوش نمره‌های بهتری در دروس خود می‌گیرند و پیشرفت تحصیلی چشم گیری نسبت به کودکان کم هوش دارند. مخالفان این دیدگاه معتقدند کیفیت هوش را نمی‌توان به نمره‌ها و پیشرفت تحصیلی محدود کرد، زیرا موفقیت در مشاغل و نوع کاری که فرد قادر به انجام آن است و به گونه کلی پیشرفت در بیشتر موقعیتهای زندگی بستگی به میزان هوش دارد.

تعریف تحلیلی هوش
بنابه اعتقاد نظریه پردازان تحلیلی ، هوش توانایی استفاده از پدیده‌های رمزی و یا قدرت و رفتار موثر و یا سازگاری با موقعیتهای جدید و تازه و یا تشخیص حالات و کیفیات محیط است. شاید بهترین تعریف تحلیلی هوش به وسیله « دیوید وکسلر » ، روان شناس امریکایی ، پیشنهاد شده باشد که بیان می‌کند: هوش یعنی تفکر عاقلانه ، عمل منطقی و رفتار موثر در محیط.

تعریف کاربردی هوش
در تعاریف کاربردی ، هوش پدیده‌ای است که از طریق تستهای هوش سنجیده می‌شود و شاید عملی‌ترین تعریف برای هوش نیز همین باشد.

تاریخچه مطالعات مربوط به هوش
مساله هوش به عنوان یک ویژگی اساسی که تفاوت فردی را بین انسانها موجب می‌شود، از دیرباز مورد توجه بوده است. زمینه توجه به عامل هوش را در علوم مختلف می‌توان مشاهده کرد. برای مثال زیست شناسان ، هوش را به عنوان عامل سازش و بقا مورد توجه قرار داده‌اند. فلاسفه بر اندیشه‌های مجرد به عنوان معنای هوش و متخصصان تعلیم و تربیت ، بر توانایی یادگیری تاکید داشته‌اند.

در مقاله‌ای معتبر که در سال ۱۹۰۴ منتشر شد، « چارلز اسپیرمن » ، روان شناس بریتانیایی ، نخستین کوشش برای تحقیق در ساختمان هوش را با روشهای تجربی و کمی تشریح کرد. پیدایش مقیاس هوشی بینه سیمون ، در سال ۱۹۰۵ و به دنبال آن تهیه و استاندارد شدن مقیاس استنفرد _ بینه ، در سال ۱۹۱۶ در امریکا ، از فعالیتهای اولیه به منظور تهیه ابزار اندازه گیری هوش بوده است. البته در سال ۱۸۳۸ « اسکیرول » به منظور تهیه ضوابطی برای تشخیص و طبقه بندی افراد عقب مانده ذهنی ، روشهای مختلفی را آزمود و به این نتیجه رسید که مهارت کلامی فرد بهترین توانش ذهنی اوست. جالب آن که بعدها نیز مهارت کلامی از عوامل اساسی توانش ذهنی شناخته شد و امروز نیز محتوای اکثر تستهای هوش را مواد کلامی تشکیل می‌دهد.

ترستون ، ثرندایک ، سیریل برت ، گیلفورد ، فیلیپ ورنون ، از دیگر افرادی بودند که در زمینه هوش به تحقیق و بررسی پرداختند.

دانلود فایل

اولین نفری باشید که نظر می دهد.

دیدگاهی بنویسید

آدرس ایمیل شما محفوظ می ماند


*